نقش چین در بازتعریف نظم جهانی و موازنه قدرت در آسیا و خاورمیانه
به گزارش سرویس ترجمه و بینالملل جماران، اندیشکده The Cradle در تحلیلی جامع به بررسی تحولات اخیر در روابط بینالملل پرداخته است؛ تحولات مهمی که نشان میدهند نظم جهانی تحت سلطه آمریکا و غرب در حال دگرگونی است
آغاز خوشبینی هند به روابط با آمریکا
در ژانویه، زمانی که دونالد ترامپ وارد دور دوم ریاستجمهوری خود شد، دهلینو نسبت به آینده روابط با واشنگتن خوشبین بود. نارندرا مودی، نخستوزیر هند، یکی از معدود رهبران جهانی بود که در مراسم تحلیف ترامپ شرکت کرد. او امیدوار بود در اواخر سال میزبان نخستین نشست سران «کواد» باشد و این رویداد را با سفر برنامهریزیشده ترامپ به هند هماهنگ کند.
در آن زمان، ایالات متحده هند را متحدی قابل اعتماد در جنوب آسیا میدانست؛ شریکی توانمند برای حفاظت از منافع واشنگتن و ایجاد چالشی جدی برای چین.
تحولات همزمان در سیاست خارجی آمریکا و متحدانش
در همین زمان، دو رویارویی کوتاه اما مهم میان ایران و اسرائیل و همچنین هند و پاکستان، بنیانهای نظم بینالمللی تحت سلطه آمریکا و غرب را به لرزه درآورد. این تحولات نشان دادند که ساختار قدرت جهانی در حال تغییر است.
«نظام قدرت جهانی، در اصل برای پیشبرد و حفظ منافع غرب طراحی شده بود. با این حال، گذر زمان، آسیبپذیریهای ذاتی این ساختار و تناقضات درونی غرب را آشکار کرده است؛ بهویژه در قبال اصول اخلاقی ادعایی آن. حقیقت نهتنها در سکوت فراگیر در برابر جنایات، بلکه در حمایت آشکار از ظلمی که علیه مردم فلسطین روا داشته میشود، خود را نشان داده است.»
پیشبینی فروپاشی نظم جهانی مبتنی بر قواعد غربی
ماهیت گذرا اما اثرگذار این درگیریها باعث شده ناظران اروپایی و آمریکایی پیشبینی کنند که نظم جهانی «مبتنی بر قواعد» در آستانه فروپاشی است و جای خود را به پویاییهای تازهای بر پایه چندجانبهگرایی و نظام چندقطبی خواهد داد.
ندیم ف. پراچا، تحلیلگر برجسته پاکستانی، در روزنامه Dawn نوشت که قدرتهای غربی هنوز به چارچوب پس از جنگ جهانی دوم چنگ زدهاند، حتی در حالی که زمین زیر پایشان در حال تغییر است. همچنین کایا کالاس، مسئول عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا، هشدار داده بود که نظم بینالمللی با سرعتی در حال دگرگونی است که از سال ۱۹۴۵ تاکنون بیسابقه بوده است
خلأ الگوی جایگزین و نقش چین در نظم جدید
دکتر علی تأکید میکند که فروپاشی ساختار موجود با خلأ یک الگوی جایگزین روشن همراه است. او میگوید: «پویاییهای سیاست جهانی، اساساً از تواناییهای عینی نظامی و اتحادهای راهبردی ناشی از ائتلافهای نظامی شکل میگیرد. چین، که غالباً بهعنوان وزنه تعادل در برابر سلطه غرب دیده میشود، بهطور ذاتی از ائتلافهای نظامی پرهیز دارد و بهعنوان یک سیاست پایدار، از ایجاد پایگاه یا پیوستن به بلوکهای نظامی خودداری میکند
سفر رئیسجمهور ایران به پاکستان و توافقات راهبردی
در روزهای پایانی هفته، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نخستین سفر رسمی خود به پاکستان را انجام داد.در اسلامآباد، نخستوزیر شهباز شریف از وی استقبال کرد. در مدت دو روز، دو طرف ۱۲ توافقنامه همکاری در حوزههای تجارت، انرژی، ترانزیت، فرهنگ، کشاورزی و امنیت مرزی امضا کردند.
پزشکیان همچنین با آصف علی زرداری، رئیسجمهور پاکستان، دیدار کرد و در سفر به لاهور، بر مزار علامه اقبال ادای احترام کرد.
این سفر، ضمن اعلام حمایت از برنامه صلحآمیز هستهای ایران و جنگ کوتاه آن با اسرائیل، این برداشت را تقویت کرد که دهلینو و تلآویو از نظر دیپلماتیک و تاکتیکی توسط اسلامآباد و تهران مهار شدهاند
نقش چین در مهار هند و اسرائیل
هند بهعنوان سنگر راهبردی برای مهار چین تقویت شده بود و اسرائیل نیز برای تضعیف ایران و متحدانش در محور مقاومت. اما پرسش این است که آیا چین نقشی تعیینکننده در مهار جاهطلبیهای هژمونیک هند و اسرائیل ایفا کرده است؟
در جریان درگیری ۱۰۰ ساعته ماه مه، پاکستان مدعی شد پنج هواپیمای هندی — سه رافال، یک میگ-۲۹ و یک سوخو-۳۰ — را سرنگون کرده است. ژنرال ساحر شمشاد میرزا اعلام کرد این موفقیتها بهشدت متکی بر جنگندههای ساخت چین JF-17 و J-10C و موشکهای PL-15 بوده است.
حمایت نظامی و اقتصادی چین از ایران و پاکستان
لینگگونگ کونگ، پژوهشگر دانشگاه آبرن، میگوید: «فناوریهای چینی بهطور قابلتوجهی به تقویت جایگاه ایران و پاکستان در برابر رقبایشان کمک کردهاند، اما میزان این حمایت در دو کشور یکسان نیست.»
او تأکید میکند که حمایت چین از پاکستان بسیار پررنگتر بوده و ریشه در «شراکت راهبردی همهجانبه» و سابقه طولانی همکاریهای نظامی دارد. در مقابل، مداخله چین در مناقشه ایران و اسرائیل محدودتر و کمتر آشکار بوده است. کمکهای پکن به تهران عمدتاً ماهیت اقتصادی داشته، اما گزارشهایی از ارائه سامانههای موشکی HQ-9B نیز منتشر شدهاند که از سوی سفارت چین در اسرائیل تکذیب شدهاند.
آمار صادرات تسلیحات و واقعیت دیپلماتیک
رسانههای همسو با آمریکا، چین را تأمینکننده اصلی تسلیحات برای دولتهایی معرفی میکنند که در برابر متحدان غربی قرار دارند. اما آمارهای جدید Statista نشان میدهد آمریکا با ۴۳٪ بزرگترین صادرکننده سلاح در جهان است، در حالی که سهم چین تنها ۵.۹٪ است و عمدتاً به بازار آسیا محدود میشود.
دکتر غلام علی در این باره میگوید: «اینکه تصور شود چین بهطور خاص به پاکستان یا ایران کمک نظامی میکند تا منافع آمریکا را در منطقه یا نقاط دیگر تضعیف کند، به نظر من واقعبینانه نیست. پکن بعید است سیاستی اتخاذ کند که آن را در رویارویی مستقیم با واشنگتن قرار دهد.»
نتیجهگیری: بازتعریف موازنه قدرت توسط چین
با وجود احتیاط های دیپلماتیک، نفوذ روبهگسترش چین — از مسیر فروش سلاح، سرمایهگذاریهای زیرساختی و ایجاد ائتلافها — در حال بازتعریف موازنه قدرت در منطقه است. سلطهای که پیشتر متحدان منتخب واشنگتن در اختیار داشتند، اکنون با چالشهای جدی مواجه شده است.
